اخلاق جنسی

قیمت :   ۲۰۰۰ تومان ( دو هزار تومان)

تعداد صفحات:

۲۲  (بیست و دو)

دسته :

پزشکی و سلامت

نوع فایل:

Word

توضیحات:


مقدمه :

از نظر اسلام ، نه تنها بامعنویت و روحانیت منافات ندارد ، بلکه جزء خوی و خلق انبیاء است .در حدیثی می‏خوانیم : ازاخلاق انبیاء دوست داشتن زنان است . رسول اکرم (ص ) و ائمه اطهار ( ع ) طبق آثار و روایات فراوان که رسیده است ،محبت و علاقه خود را به زن در کمال صراحت اظهار می‏کرده‏اند و بر عکس‏روش کسانی را که میل به رهبانیت پیدا می‏کردند سخت تقبیح می‏نمودند .یکی از اصحاب رسول اکرم ( ص ( کار عبادت  رابه جائی رسانید که همه روزها روزه می‏گرفت ، و همه شب تا صبح به نمازمی‏پرداخت ، همسر او جریان را باطلاع رسول اکرم ( ص ) رسانید ، رسول اکرم‏( ص ) در حالی که آثار خشم از چهره‏اش هویدا بود از جا حرکت کرد و
پیش‏عثمان بن مظعون رفت ، و به او فرمود :ای عثمان بدان که خدا مرا برای رهبانیت نفرستاده است ، شریعت من شریعت فطری آسانی است ، من شخصا نماز می‏خوانم و روزه می‏گیرم و با همسرخودم نیز آمیزش می‏کنم ، هر کس می‏خواهد از دین من پیروی کند باید سنت ‏مرا بپذیرد . ازدواج و آمیزش زن و مرد با یکدیگر جزء سنتهای من است .
مطالبی که قسمتهای قبل درباره پلیدی علاقه جنسی و آثار ناشی از آن گفتیم مربوط به‏گذشته دنیای غرب بود ، دنیای غرب در زمان حاضر در زمینه اخلاق جنسی‏نسبت به گذشته ، باصطلاح یک دور ۱۸۰ درجه‏ای زده است امروز همه سخن ازتقدیس و احترام علائق و روابط جنسی و لزوم آزادی و برداشتن هر قید و بندی ‏در این زمینه است ، در گذشته آنچه گفته شده است بنام دین بوده و امروزنقطه مقابل آنها بنام علم و فلسفه پیشنهاد می‏شود .متاسفانه ما از ضرر افکار قدیم غربیها با همه ضعیف بودن وسایل ارتباطی (در زمان گذشته) ‏میان اقوام و ملل ، مصون نماندیم و کم و بیش در میان ما رخنه کرد ، اما افکار جدیدشان در اوضاع و احوال حاضر سیل آسا بسوی ما روان است ( درقسمت دوم این بحث درباره افکار جدیدی که در زمینه اخلاق جنسی در جهان‏پیدا شده بحث می‏شود )در صفحات گذشته بحث مختصری در اطراف عقیده رائج جهان قدیم به پلیدی‏ذاتی روابط جنسی مطلقا ، و تأثیر سوء عمیق این عقیده در آشفته ساختن ضمیربشر ایراد و به منطق اسلام در این زمینه اشاره شد در ‏بحثهای بعدی آراء و عقاید متفکرین جدید در این زمینه که درست در نقطه مقابل‏ اسلاف خودشان است مورد بحث و تحقیق قرار می‏گیرد.

اخلاق جنسی قسمتی از اخلاق به معنی عام است . شامل آن عده از عادات و ملکات و روشهای بشری است که با غریزه جنسی بستگی دارد.

حیاء زن از مرد ، غیرت ناموسی مرد ، عفاف و وفاداری زن نسبت به شوهر ، ستر عورت ، ستر بدن زن از غیر محارم ، منع زنا ، منع‏ تمتع نظری و لمسی از غیر همسر قانونی ، منع ازدواج با محارم ، منع نزدیکی‏ با زن در ایام عادت ، منع نشر صور قبیحه ، تقدس یا پلیدی تجرد جزء اخلاق‏ و عادات جنسی بشمار می‏روند
اخلاق جنسی به حکم قوت و قدرت فوق العاده غریزه که این قسمت از اخلاق‏ بشری وابسته به آن است ، همواره مهمترین بخشهای اخلاق به شمار می‏رفته‏ است . ویل دورانت می‏گوید : ” سر و سامان بخشیدن به روابط جنسی همیشه‏ مهمترین وظیفه اخلاقی به شمار می‏رفته است ، زیرا غریزه تولید مثل ، نه‏ تنها در حین ازدواج بلکه قبل و بعد آن نیز مشکلاتی فراهم می‏آورد . و در نتیجه شدت وحدت همین غریزه و نافرمان بودن آن نسبت به قانون و انحرافاتی که از جاده طبیعی پیدا می‏کند ، بی نظمی و اغتشاش در سازمانهای‏ اجتماعی تولید می‏شد ” ( ۱ )

نخستین بحث علمی و فلسفی که در اینجا به میان می‏آید این است که‏ سرچشمه این اخلاق چیست ؟ چطور شد که مثلا خصیصه حیا و عفت در زن پیدا شد ؟ چرا مرد در مورد زن خود غیرت می‏ورزد ؟ آیا این‏ غیرت همان حسادت معمولی است که بشر آنرا در همه جا محکوم کرد و استثناء در این یک مورد آنرا پسندیده می‏داند ؟ یا چیز دیگر است ؟ اگر همان حسادت است علت استثناء چیست ؟ و اگر چیز دیگر است چگونه می‏توان‏ آنرا توضیح داد ؟ همچنین منشأ زشت شمردن کشف عورت ، فحشاء ، ازدواج با محارم و غیره چیست ؟ آیا سرچشمه اینها خود فطرت و طبیعت است ؟ آیا فطرت و طبیعت برای اینکه به هدفهای خود نائل آید و به زندگی بشر که‏ طبعا اجتماعی است نظام بدهد این احساسات و عواطف را در بشر نهاده است‏ ؟ یا علل دیگری در کار بوده و در طول تاریخ در روحیه بشر اثر کرده تا تدریجا جزء ضمیر اخلاقی بشر قرار گرفته است
اگر سرچشمه این اخلاق ، طبیعت و فطرت است چرا اقوام ابتدائی و اقوام‏ وحشی زمان حاضر که هنوز مانند اقوام ابتدائی زندگی می‏کنند ، این خصائص‏ را ، لااقل به شکلی که انسان متمدن دارد ، ندارند ؟ و به هر حال اصل و منشأ هر چه باشد و گذشته بشریت به هر نحو بوده است ، امروز چه باید کرد ؟ بشر در زمینه اخلاق جنسی چه راهی را بایست پیش بگیرد که به سرمنزل‏ سعادت نائل آید ؟ آیا اخلاق جنسی قدیم را باید حفظ کرد ویا باید آنرا در هم ریخت و اخلاق‏ نوین جایگزین آن ساخت.

ویل دورانت ، با اینکه ریشه اخلاق را نه طبیعت ، بلکه پیش آمدهائی که‏ احیانا تلخ و ناگوار و ظالمانه بوده است می‏داند ! مدعی است که این اخلاق‏ هر چند معایبی دارد اما چون مظهر انتخاب اصلح در مسیر تکامل است بهتر این است حفظ شود .
وی درباره احترام بکارت و مسئله حیا و احساس شرم می‏گوید : ” عادات‏ و سنن قدیمی اجتماع ، نماینده انتخاب طبیعی است که انسان در طی قرون‏ متوالی پس از گذشتن از اشتباهات بیشمار کرده ، و به همین جهت باید گفت با وجود آنکه احترام بکارت و احساس شرم ، از امور نسبی هستند و با وضع ازدواج از راه خریداری زن ارتباط دارند و سبب بیماریهای عصبی می‏شوند ، پاره‏ای فوائد اجتماعی دارند و برای مساعدت در بقای جنسی یکی از عوامل‏ بشمار می‏روند ( ۱ )

فروید و اتباع وی عقیده دیگری دارند ، مدعی هستند که اخلاق کهن را در امور جنسی باید واژگون کرد و اخلاق جدیدی را جایگزین آن نمود . به عقیده فروید و اتباع وی ، اخلاق جنسی کهن بر اساس محدودیت و ممنوعیت است و آنچه ناراحتی بر سر بشر آمده است از ممنوعیتها و محرومیتها و ترسها و وحشتهای ناشی از این ممنوعیتها که در ضمیر باطن بشر جایگزین گشته آمده است .
برتراند راسل نیز در اخلاق نوینی که پیشنهاد می‏کند همین مطلب را اساس‏ قرار می‏دهد .
او به عقیده خود در زمینه اخلاق جنسی از منطقی دفاع می‏کند که در آن‏ احساساتی از قبیل احساس شرم ، احساس عفاف و تقوا ، غیرت ( حسادت از نظر او ) و هیچ گونه احساس دیگری از این گونه که وی و امثال او آنها را ” تابو ” می‏خوانند وجود نداشته باشد .
معانی و مفاهیمی از قبیل : زشتی ، بدی ، رسوائی در آن راه نیابد ، فقط متکی به عقل و تفکر بوده باشد ، محدودیت جنسی را فقط آنقدر می‏پذیرد که‏ در مورد ممنوعیتهای غذائی قابل پذیرش است . وی در کتاب ” جهانی که من‏ می‏شناسم ” در فصل مربوط به اخلاق تابو در پاسخ پرسشی که از وی می‏شود به‏ اینکه : ” آیا هیچ گونه پند و اندرزی برای کسانی که بخواهند درباره امور جنسی خط مشی درست و عاقلانه‏ای در پیش گیرند دارید ؟ ” می‏گوید : ” .
. بالاخره لازم است که مسئله اخلاق جنسی را هم مانند سایر مسائل مورد بررسی قرار دهیم.

اگر از انجام عملی زیانی متوجه دیگران نشود دلیلی نداریم که ارتکاب آنرا محکوم کنیم . . . ” اشکال در پاسخ پرسش دیگر به اینکه : ” بنا به عقیده شما باید هتک‏ عصمت را محکوم ساخت ولی شما اعمال منافی عفت معمولی را چنانچه خسارتی‏ بار نیاورد محکوم نمی‏کنید ؟ ” می‏گوید : ” بله همین طور است ، ازاله‏ عصمت ( بکارت ) یک تجاوز جسمی در میان افراد است ، اما اگر با مسائل‏ اعمال منافی عفت مواجه شدیم آنوقت باید موقعیت را در نظر گرفت و ملاحظه کرد در چنین موقعیت حساس دلائلی برای ابراز مخالفت وجود دارد یا نه ؟ ” ( ۱ ) ما فعلا وارد این بحث نمی‏شویم که آیا احساساتی از قبیل حیا و غیره که‏ امروز اخلاق جنسی نامیده می‏شوند ریشه فطری و طبیعی دارد یا ندارد ، زیرا این بحث دامنه درازی دارد همین قدر می‏گوئیم این توهم پیش نیاید که‏ واقعا علوم به آنجا رسیده که ریشه این مسائل را به دست آورده است آنچه‏ در این زمینه‏ها گفته شده جز یک عده فرضها ، و تخمین‏ها نیست ، و خود فرض کننده‏ها به هیچ وجه وحدت نظر ندارند . مثلا فروید منشأ پیدایش احساس حیا را چیزی می‏داند ، راسل چیز دیگر ، ویل دورانت چیز دیگر ، که ما برای پرهیز از اطاله از ذکر آنها خودداری می‏کنیم علت اصلی تمایل این افراد به غیر طبیعی بودن‏ این احساسات عدم موفقیت برای توجیه صحیح این احساسات است.

ما فرض می‏کنیم این احساسات هیچ گونه وسیله طبیعی ندارد ، و می‏خواهیم‏ مانند هر امر قراردادی دیگر بر مبنای مصالح فرد و اجتماع و سعادت بشریت‏ برای اینها تصمیم بگیریم ، ببینیم منطق و تعقل به ما چه می‏گوید ؟ آیا منطق و تعقل ایجاب می‏کند برای باز یافتن کامل سلامت روان و برای رسیدن‏ اجتماع به حد اکثر مسرت و سعادت تمام قیود و حدود و ممنوعیت‏های‏ اجتماعی را بشکنیم یا خیر ؟ مقتضای منطق و تعقل این است که با سنن و خرافاتی مبتنی بر پلیدی علاقه جنسی مبارزه کنیم و در عین حال موجبات‏ طغیان و عصیان و ناراحتی غریزه را به نام آزادی و پرورش آزادانه فراهم‏ نکنیم . طرفداران اخلاق جنسی نوین نظرات خود را بر سه اصل مبتنی کرده‏اند : ۱ – آزادی هر کسی تا آنجا که مخل به آزادی دیگران نباشد باید محفوظ بماند
۲ – سعادت بشر در گرو پرورش تمام استعدادهائی است که در وجود وی‏ نهاده شده است ، خودپرستی و بیماریهای ناشی از آن مربوط به آشفتگی غرائز است.

آشفتگی غرائز از آنجا ناشی می‏شود که میان غرائز تبعیض شود ، بعضی‏ ارضاء و اشباع و بعضی دیگر همچنان ارضاء نشده باقی بمانند .
علیهذا برای اینکه انسان به سعادت زندگی نائل آید باید تمام استعدادهای او را متساویا پرورش و توسعه داد
۳ – رغبت بشر به یک چیز در اثر اقناع و اشباع کاهش می‏یابد و در اثر امساک و منع ، فزونی می‏گیرد برای اینکه بشر را از توجه دائم به امور جنسی و عوارض ناشی از آن منصرف کنیم یگانه راه صحیح آن است که هر گونه‏ قید و ممنوعیتی را از جلو پایش برداریم و به او آزادی بدهیم . شرارتها و کینه‏ها و انتقامها همه ناشی از اخلاق خشن جنسی است .
اینها است اصولی که اخلاق نوین جنسی را بر آنها نهاده‏اند و ما باید انشاءالله م واد پیشنهادی این مکتب نوین را با بحث و تحقیق کافی در اصول سه گانه فوق مورد بررسی قرار دهیم.

وعده دادیم که اصولی را که ” اخلاق نوین جنسی ” بر روی آنها پایه‏گذاری‏ شده است تحلیل و انتقاد کنیم
ولی به نظر می‏رسد ، قبل از بیان انتقادات طرفداران این سیستم اخلاقی ، نسبت به اخلاق کهن جنسی و بیان مواد جدیدی که در زمینه اصلاح اخلاق جنسی‏ پیشنهاد می‏کنند ، انتقاد از اصول نامبرده چندان مفید نخواهد بود .
ممکن است افرادی که اطلاع کافی ندارند طرح مباحث بالا را چندان لازم و مفید ندانند اما به نظر ما بحث در این گونه مسائل در اجتماع حاضر بسیار ضرورت دارد ، نه تنها از آن جهت که افکار فلاسفه و مفکرین معروف و مشهوری را به خود جلب کرده است ، بلکه از آن نظر که این افکار در میان‏ طبقه جوان در حال پیشرفت و توسعه است ، و چه بسا جوانانی هستند که سرمایه فکریشان وافی نیست که به‏ بررسی منطقی این مسائل بپردازند ، ممکن است شخصیت و شهرت صاحبان این‏ افکار آنها را تحت نفوذ و تأثیر خود قرار دهد و عقیده پیدا کنند که این‏ سخنان صد در صد مطابق با منطق است.

به نظر ما ضرورت دارد خوانندگان محترم را در جریان بگذاریم و آگاه‏ کنیم که افکاری که در این زمینه از غرب برخاسته و جوانان ما تازه با الف بای آن آشنا شده‏اند و احیانا تحت عنوانهای مقدسی نظیر ” آزادی ” و ” مساوات ” با جان و دل ، آنها را می‏پذیرند به کجا منتهی می‏شود ؟ آخر این خط سیر کجا است ؟ آیا اجتماع بشر ، قادر خواهد بود در این مسیر گام بردارد و راه خود را ادامه دهد ؟ یا اینکه این کلاهی است که برای سر بشر خیلی بزرگ است . این راهی است که ادامه دادن آن جز فناء بشریت‏ چیزی در بر ندارد ؟ از این رو ما لازم می‏دانیم که در اینجا ولو به نحو اختصار این مسائل را طرح کنیم و البته تفصیل کامل آنها را در جای دیگر ذکر خواهیم کرد ( ۱ )

مدعیان اصلاح اخلاق جنسی ادعا می‏کنند که اخلاق کهن جنسی علل و اسباب و سرچشمه‏هائی داشته است که اکنون از میان رفته یا در حال از میان رفتن‏ است ، اکنون که آن علل در کار نیست ، دلیل ندارد که ما باز هم این‏ سیستم اخلاقی را که احیانا توأم با خشونت هم بوده است ادامه دهیم .
بعلاوه اموری که منشأ پیدایش این اخلاق شده جریاناتی جاهلانه و یا ظالمانه بوده است که با آزادی و عدالت و حیثیت ذاتی انسانی منافات‏ دارد ، علیهذا به خاطر انسانیت و عدالت هم که باشد باید با این اخلاق‏ مبارزه کرد .
می‏گویند اخلاق کهن جنسی را امور ذیل به وجود آورده است : مالکیت مرد نسبت به زن ، حسادت مردان ، کوشش مرد برای اطمینان به پدری خود ، اعتقادات مرتاضانه و راهبانه به پلیدی ذاتی رابطه جنسی ، احساس پلیدی‏ زن نسبت به خود به واسطه عادت ماهانه زنانه ، و پرهیز مرد از او در این‏ مدت ، مجازاتهای شدیدی که زن در طول تاریخ از ناحیه مرد دیده است ، و بالاخره عوامل اقتصادی که زن را همواره نیازمند به مرد می‏کرده است.

این علل و اسباب چنانکه واضح است یا ریشه تعدی و ستمگری دارد و یا از خرافات ناشی شده است و شرائط محدود زندگی آن وقت‏ چنین ایجاب می‏کرده است . اکنون که مالکیت مرد نسبت به زن از میان‏ رفته است ، اطمینان پدری را از راه استفاده از داروهای ضد آبستنی که در اثر پیشرفت طب پیدا شده ، بدون بکار بردن روشهای خشونت آمیز قدیم‏ می‏توان بدست آورد ، عقاید مرتاضانه و راهبانه بسوی زوال و نیستی می‏رود ، احساس پلیدی عادت زنانه را با بالا بردن سطح معلومات ، و تفهیم اینکه‏ یک عمل ساده وظایف الاعضائی بیش نیست می‏توان از بین برد ، دوران آن‏ مجازاتهای سخت و شدید هم دیگر سپری شده است ، عوامل اقتصادی که زن را اسیر می‏کرد دیگر وجود ندارد و زن امروز استقلال اقتصادی خود را باز یافته‏ است ، بعلاوه دولت تدریجا دستگاههای خود را بسط می‏دهد و زن را در ایام‏ بارداری و زایمان و شیردادن تحت حمایت خود قرار می‏دهد و او را از مرد بی نیاز می‏کند و در حقیقت دولت جانشین پدر می‏شود . حسادتها را با تمرینهای اخلاقی باید از میان برد و با وجود اینها دیگر لزومی ندارد ما همچنان به این اخلاق کهن بچسبیم.

این است انتقادات و خرده‏گیریهائی که بر اخلاق کهن جنسی گرفته می‏شود و این است دلائلی که ایجاب می‏کند حتما رفورمی در این بخش‏ از اخلاق بشری صورت گیرد .
اکنون ببینیم چه موادی در این سیستم اخلاقی پیشنهاد می‏شود ، البته از اول باید توجه داشته باشید که همه این مواد اصلاحی بر محور شکستن قیود کهن‏ و رفع منعها و محدودیتهای قانونی گذشته می‏چرخد
اولین موضوعی که مورد توجه قرار گرفته است کامیابی آزادانه زنان و مردان از معاشرت‏های لذت بخش جنسی است و به عبارت دیگر آزادی عشق‏ است ، می‏گویند زن و مرد نه تنها قبل از ازدواج باید از معاشرتهای لذت‏ بخش آزادانه جنسی بهره‏مند باشند ، بلکه ازدواج نیز نباید مانعی در این‏ راه بشمار آید ، زیرا فلسفه ازدواج و انتخاب همسر قانونی اطمینان پدر است به پدری خود نسبت به فرزندی که از زن معینی بدنیا می‏آید ، این‏ اطمینان را با بکار بستن داروهای ضد آبستنی که مخصوصا پیشرفت طب امروز آنها را به بشر ارزانی داشته است می‏توان بدست آورد . بنابراین هر یک‏ از زن و مرد می‏توانند علاوه بر همسر قانونی ، عشاق و معشوقه‏های فراوانی‏ داشته باشند ، زن مکلف است که در حین آمیزش با عشاق خود از داروی ضد آبستنی‏ استفاده کند و مانع پیدایش فرزند او گردد ، ولی هر گاه تصمیم گرفت که‏ صاحب فرزند گردد الزاما باید از همسر قانونی خود استفاده کند.

” کمونیسم جنسی ” تنها از آن نظر قابل عمل نیست که رابطه نسلی را میان پدران و فرزندان قطع می‏کند ، بشر از اعتماد نسلی نمی‏تواند صرف نظر کند ، هر پدری می‏خواهد فرزند خود را بشناسد و هر فرزندی می‏خواهد بداند از کدام پدر پیدا شده است .
فایل کامل این تحقیق ۲۲ صفحه بصورت ورد WORD می باشد.
در تمامی ساعات شبانه روز >> پرداخت آنلاین و دانلود آنلاین پروژه

 



Related posts

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Translate »