نوع فایل

تعداد صفحات

ورد – Word

۲۶ صفحه

پیش نمایش قسمتی از این مقاله

 چکیده: 
امروزه فناوری اطلاعات، نقش اساسی در حوزه های گوناگون بازی می کند. یکی از حوزه هایی که با ورود فناوری اطلاعات، دچار تحول اساسی شده، حوزه آموزش است. هدف ازتحقیق حاضر، بررسی تاثیر بکارگیری فناوری اطلاعات بر اثربخشی آموزش در مراکز آموزشی و بطور مشخص مدارس مقطع دبیرستان در سال تحصیلی ۸۹- ۸۸ است. در این  برای ارزیابی اثربخشی آموزش از الگوی کرک پاتریک استفاده شده است. این بدنبال سنجش میزان اثربخشی آموزشی است که به کاربرد عوامل فناورانه در کلاس درس بستگی دارد. جامعه آماری فوق، تمامی معلمان مدارس متوسطه شهرستان رشت (ناحیه ۱و۲) بوده است. با توجه به اینکه کل افراد جامعه در این ۱۴۰۰ بوده است بنابراین حجم نمونه از طریق فرمول جامعه محدود، ۳۵۷ نفرتعیین گردید. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه بود که از دو بخش تشکیل شده است. سوالات مربوط به فناوری اطلاعات دارای ۲۴ گویه و اثربخشی آموزش ۱۶ گویه بوده است، که از مقیاس دسته بندی طیف لیکرت استفاده شده است. روایی سوالات از طریق جمعی از متخصصان و استادان گروه مورد تایید قرار گرفت. پایایی سوالات با استفاده از فرمول آلفای کرانباخ مورد سنجش و تایید قرار گرفت. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات با استفاده از تحلیل واریانس و آزمون دانکن، فرضیات مورد سنجش قرار گرفت. نتایج   نشان می دهد که میان سطوح ابعاد فناوری اطلاعات (شامل به موقع بودن، مربوط بودن، دقیق بودن، کافی بودن، واقعی بودن، سرعت انتقال، دقت یادگیری، کاهش هزینه ها) با اثربخشی آموزشی تفاوت معنی داری وجود دارد.واژگان کلیدی: فناوری، اطلاعات، اثربخشی، آموزش، مدارس

  ( بیان مساله)
دنیای قرن بیست و یکم در واقع دنیای استیلای فناوری نوین اطلاعات و دنیای شتا بندگی تاریخ به لحاظ تغییرات و تکثرات شتاب آمیز علمی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی خواهد بود. سیستم های آموزشی در یک جامعه و به تبع آن آموزش و پرورش قادر نخواهد بود همچون جزیره ای خود را از دیگر نهادهای اجتماعی، ملی و فعل و انفعالات گسترده بین المللی در دهکده ی جهانی بداند(عالی،۱۳۸۱،ص۶).
فن آوری اطلاعات و ارتباطات (ICT) وسیله ای برای ذخیره سازی، پردازش و ارائه اطلاعات است که به صورت الکترونیکی و مبتنی بر تعدادی رسانه می باشد (رضوی،۱۳۸۸،ص۱).
امروزه مسئله کیفیت آموزش و اثربخشی نظام های آموزشی از مهمترین دغدغه های نظام های آموزشی و دست اندرکاران و تصمیم سازان امر توسعه در هر کشوری می باشد .در کشور ما ایران این مسئله به دلایل عدیده ای از نگرانی مضاعفی برخوردار شده است . به نحوی که دولت ها، طی یک دهه گذشته به سختی توانسته اند حتی هزینه های جاری آموزش و پرورش را بپردازند. فناوری اطلاعات و ارتباطات این ادعا و بلکه توان را دارد که طی یک برنامه مدون و با تغییر در ساختار و روش های آموزش از هزینه ها بکاهد و کیفیت را افزایش دهد و محصولات نظام های آموزشی را با نیاز های جامعه هماهنگ و منطبق نماید و در جهت کاربردی نمودن آموزش قدم بردارد (صالحی امیری و حیدری زاده،۱۳۸۶، ص۱۱۱).
بسیاری از مشکلاتی که امروزه توسعه فناوری اطلاعات و ارتباطات در کشور با آن مواجه است از قبیل کمبود بستر های فرهنگی، کمبود نیروی انسانی ماهر، آشنا نبودن با زبانهای خارجی، پایین بودن انگیزه و روحیه جست وجو و کاوشگری، فقدان گرایش به کار و تلاش و عمل و در یک کلمه، کاهش توانمندی های مهارت های زندگی، ناشی از ناتوانی نظام آموزش و پرورش سنتی در پاسخگویی به نیازهای جامعه در حال تغییر و تحول است. نوآوری در روش های تدریس و استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مدارس موجب توسعه یادگیری مشارکتی دانش آموزان، تقویت روحیه جست وجوگری و پژوهش، کاربردی نمودن آموزش، فراهم نمودن زمینه آموزش و یادگیری مادام العمر می شود(همان منبع، ص۱۱۲).
فناوری اطلاعات به عنوان یک رویکرد نوین ، در نقش مکمل نظام آموزشی – بهبود کیفیت تدریس ، تنوع بخشیدن به شیوه های تدریس – فراهم ساختن آموزش مستمر وخودکار- کوتاه نمودن زمان آموزش – کوتاه کردن دوره تحصیل، توجه به استعدادهای فردی – انفرادی کردن آموزش و مقابله با مشکلات آموزش جمعی عمل می کند(ملکی، ۱۳۸۸ ،ص۱).
فن آوری اطلاعات پارادایمی است که در تغییر و تحول در آموزش و پرورش نقش اساسی و پایداری داشته و دارد. این پارادایم برای تعیین روش های انجام امور آموزشی به شیوه ای تکرار شونده و پیشرونده بکار می رود( بزاز جزایری، ۱۳۷۵، ص۳).
امروز اطلاعات شاخص قدرت است؛ برخلاف گذشته که تمایز میان جوامع بر چهار شاخصه دوران صنعتی (سرمایه، ماشین آلات، مواد اولیه و نیروی انسانی) استوار بود، امروزه آنچـه کـه کشـوری را در سطح اول، دو یا سـوم جهان قرار می­دهد و یا به کار می­گیرد، آغاز هزاره سوم و شروع قرن بیست و یکم، تبلور حقیقی حضور کشورهای پیشرفته اطلاعاتی است(منتظر، ۱۳۸۱، ص ۱۰۳).
امروزه با دراختیارداشتن فناوری اطلاعاتی و ارتباطی مختلف و پیشرفته، امکان برقراری سریع ارتباط و تبادل سریع اطلاعات بیش ازپیش میسرگردیده است. افراد درهرکجا که باشند می توانند آخرین اطلاعات مورد نیاز خودرا درهرزمینه ای دریافت کنند. اما بی شک- بیشترین تاثیر پدیدآمدن فناوری های اطلاعاتی  و ارتباطی برمحیط های آموزشی بوده است(اصنافی وحمیدی،۱۳۸۶ ،ص۱).
پیدایش فناوری اطلاعات،  شتاب بیشتری به تحولات جهان در عصر اطلاعات و دانایی داده است . اگر چه این پدیده ابتدا از محیط های نظامی آغاز و سپس به مراکز دانشگاهی کشیده شد، اما امروزه عرصه های مختلف زندگی جوامع را تحت تأثیر قرار داده است . اینک قریب به دو دهه است که فناوری اطلاعات در عرصه ی تعلیم و تربیت پا نهاده و نظام های آموزشی و محیط های تحصیلی را نیز به چالش کشیده است . نظام آموزشی کشور ما نیز از این قاعده مستثنی نیست . اگر چه به میزان بسیار اندکی از این فناوری در قسمت های مختلف آموزش و پرورش به کار گرفته شده است ، اما اکنون زمان آن رسیده است که ما نیز همپای دیگر کشور های جهان در سیستم های آموزشی خود تغییر اساسی ایجاد کنیم تا هم از این قافله شتابان عقب نمانیم و هم از مزایای عصر اطلاعات بهره گیریم(کیاسی،۱۳۸۶، ص۷۷).
اطلاعات، مهمترین فاکتور تولید در فرآیند شکل گیری جامعه اطلاعاتی است. کشورهایی که قادر به انطباق با تغییرات سریع در جهان و مجهز شدن به ویژگی های برگرفته از شرایط محیطی جدید هستند و نیز از قابلیت دسترسی، تولید و استفاده از اطلاعات نوین برخوردارند، موفقیت های شایانی را بویژه در قرن بیست و یکم به خود اختصاص داده اند. شعار « کامپیوتر برای همه »، « اینترنت برای همه » و « دولت الکترونیک » در حال حاضر، توجه بسیاری از نهادهای علاقه مند به تبدیل شدن به یک جامعه اطلاعاتی را به خود معطوف ساخته است (بایر وکیسر [۳]،۲۰۰۹،ص۳۳۵).
با توجه به مطالب مطرح شده این سوال مطرح می شود که آیا بکارگیری فناوری اطلاعات بر اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تاثیر دارد؟
تحقیق حاضر نیزبا درک اهمیت و ضرورت تحقیق که اکنون فناوری اطلاعات دراثربخشی آموزش ایفا می کند شکل گرفته و هدف آن بررسی بکارگیری فناوری اطلاعات در اثربخشی آموزش، در آموزش و پرورش است .

ارزیابی اثربخشی آموزش با استفاده از الگوی کرک پاتریک
الگوی کرک پاتریک [۱۰]

در این الگو چهار سطح برای ارزشیابی آموزش پیشنهاد می شود که عبارتند از :
سطح نخست: واکنش [۱۱]: منظور از واکنش میزان واکنشی است که فراگیران به تمامی عوامل موثر در اجرای یک دوره آموزش، از خود نشان می دهند . واکنش، چگونگی احساس شرکت کنندگان را در مورد برنامه آموزش، اندازه گیری می‌کند‌. این پیمایش ها به دنبال دریافت نظرات شرکت کنندگان، نسبت: به آموزش، برنامه درسی، تکالیف درسی ، مواد و تجهیزات آموزشی ، کلاس یا وسایل و محتوای دوره های آموزشی … است.
سطح دوم: یادگیری[۱۲] : یادگیری عبارت از تعیین میزان فراگیری مهارت ها، تکنیک ها و حقایقی است که در دوره آموزشی، به شرکت کنندگان آموخته و برای آنان روشن شده است و می توان از راه آموزش های پیشین، ضمن و بعد از شرکت در دوره های آموزشی، به آنها پی برد .
سطح سوم: رفتار [۱۳]: منظور از رفتار، چگونگی و میزان تغییراتی است که در رفتار شرکت کنندگان در اثر شرکت در دوره های آموزشی حاصل می شود و آن را می توان با ادامه ارزیابی در محیط واقعی کار روشن ساخت . این سطح نسبت به سطوح پیشین بسیار چالش برانگیز است، چرا که :
– نخست، شرکت کنندگان باید فرصتی را بر تغییر در رفتار شان به دست آورند.
– دوم، زمان تغییر در رفتار را به صورت واقعی نمی توان پیش بینی کرد .
– سوم، جو سازمانی است که می تواند بر تغییر کردن یا نکردن رفتار در حین کار تاثیر داشته باشد‌.
سطح چهارم: نتایج [۱۴]: منظور از نتایج میزان تحقق هدفهایی است که به طور مستقیم به سازمان ارتباط دارد . اندازه گیری این سطح بسیار مشکل است و در آن شواهدی از نتایج، از قبیل کاهش هزینه ها ، دوباره کاریها ، افزایش کیفیت تولیدات، سود و فروش بررسی می شود(عیدی و همکاران،۱۳۸۷،ص۴-۲).
به زعم نشانه های تجربی، مبنی بر قابلیت فناوری در تغییر آموزش و یادگیری، استفاده از کامپیوترها در کلاس های درسی، محدود و از جایگاه لازمه برخوردار نیست و مدرسان نیز تمایلی به استفاده مؤثر از تکنولوژی ندارند. بی کر [۱۵]در ایالات متحده آمریکا ( ۲۰۰۱ )، دریافت که مدرسان به طور نامنظم از کامپیوتر استفاده می کنند و اغلب به استفاده از بازی های کامپیوتری در کلاس درس می پردازند. بیهان[۱۶]، الگان ویی لاند [۱۷]( ۲۰۰۲ ) طی مطالعه شان، دریافتند که بیش از ۸/۸۱ درصد از مدرسان تحت بررسی، به منظور آموزش و یادگیری از کامپیوتر استفاده نمی کردند. این امر، احتمالاً بواسطه فقدان اطمینان و پیشرفت شغلی است (تیو[۱۸]،۲۰۰۹،ص۳۰۳-۳۰۲).
پیشرفت های سریع در فناوری، بسیاری از نهادهای آموزشی تدوین کننده برنامه های تدریس قرن ۲۱ را به انطباق با نوآوری های تکنولوژیکی سوق داد. بتیز خاطرنشان نموده، نیاز به فناوری در محیط های آموزشی، بویژه در حوزه یادگیری و تدریس، مهمترین علت تغییر رویکرد برخی از سازمان های آموزشی است. فناوری، نقش مهمی را در ترغیب اثربخشی هر دو فرآیند یادگیری- آموزشی و پروسه های اداری ایفا می نماید.
استفاده از تکنولوژی در فرآیند یادگیری- تدریس، افزایش قابلیت های دانش آموزان را درحوزه های نوشتن، یادگیری مشترک، ادغام بیشتر برنامه های درسی، استفاده بهینه از استراتژی های یادگیری، برقراری روابط متقابل با مدرسان، روابط اجتماعی هدفمندتر و گسترش تعداد یادگیرندگان جهانی، به همراه دارد (گلبهار[۱۹]،۲۰۰۷،ص۹۴۴).
کارشناسان  استی لینی دو[۲۰]،بوهان و اگبورن [۲۱]به منظو درک بیشتر مسائل، به توصیف نقش تحقیق در تغییرات ماهیت معلمان در مدل سازی از روش های کامپیوتری و توسعه مطالب آموزشی پرداختند. در شناسایی فاکتورهای موثر در استفاده ابزارهای کامپیوتری، نوآوری در کلاس های علمی و نیز نشان دادن نحوه ادغام این ابزارها در برنامه درسی، ۸ معلم به اجرای فعالیت های برنامه ریزی شده پرداختند .مطالب آموزشی به کار رفته، بستر مناسبی را برای فعالیت معلمان در راستای استفاده از ابزارها و سوق دادن دانش آموزان به سمت یادگیری الکترونیک ، مهیا ساختند (جونگ[۲۲]،۲۰۰۸،ص۶۴۹-۶۴۸).
اهداف برنامه ریزی درسی براساس فناوری اطلاعات که در هنگ کنگ در سال۲۰۰۹ مورد اجرا قرار گرفت عبارتند از:۱- پرورش دانش آموزانی با مجموعه ای از دانش، مفاهیم ضروری وسیستم های کامپیوتری .۲- تجهیز دانش آموزان به مهارتهای ارتباطی و حل مساله و ترغیب آنها به تفکر خلاق و منتقدانه.۳ – تبدیل دانش آموزان به کاربران خلاق، موثر و توانمند در اشاعه فناوری اطلاعات و فراهم نمودن بستری مناسب برای یادگیری.۴- ایجاد بستری مناسب برای برقراری روابط دو سویه میان دانش آموزان و آشنایی با فناوری اطلاعات در جامعه مبتنی بر دانش و پرورش ارزشهای مثبت(چیونگ کنگ[۲۳]،۲۰۰۸،ص۱۳۱).
بنابراین، از آنجائیکه، آموزش و پرورش، بعنوان بسترساز توسعه و پیشرفت هر کشوری محسوب می شود، لذا استفاده از ابزارهای نوین و تکنولوژی های جدید همانند فن آوری های اطلاعاتی، نقش محوری در تحول برنامه ریزی درسی و مدیریت آموزشی را ایفا می نمایند. از اینرو، تحقیق فوق می تواند، حرکت بسوی استفاده از سیستم های کارآ و اثربخش را، تحرک ببخشد.

سوالات تحقیق
۱- آیا بین سطوح به موقع بودن اطلاعات با اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجوددارد؟
۲- آیا بین سطوح مربوط بودن اطلاعات با اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجود دارد؟
۳- آیا بین سطوح دقیق بودن اطلاعات با اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجود دارد؟
۴- آیا بین سطوح واقعی بودن اطلاعات با اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجود دارد؟
۵- آیا بین سطوح کافی بودن اطلاعات با اثربخشی آموزشی آموزش و پرورش تفاوت معنی دار وجود دارد؟

======